چارلز ادوارد ييت ( مترجم : قدرت الله روشنى و مهرداد رهبرى )
23
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى )
بخش دوم مرز افغانستان با روسيه از هرات به سمت شمال و به سوى بادغيس « 1 » به راه افتادم . بادغيس سرزمينى است در شمال هرات كه محصور به رشتهكوه پاراپوميسوس و مرز روسيه است . در شرق آن نيز كوههاى بند تركستان و در غرب آن رودخانهء هريرود واقع شده است . آنچه در طول اين سفر تعجب مرا برانگيخته بود تفاوتها و دگرگونىهايى بود كه بين بادغيس سال 1885 م . و بادغيس 1893 م . ملاحظه مىكردم . در آن روزها بادغيس مأواى گرازها و قرقاولها بود و انسان جرأت پا گذاشتن بدانجا را نداشت . معدود ساكنينى كه در آن نواحى ديده مىشدند بتازگى از راه رسيده بودند . تمام اين منطقه بيحاصل و بيهوده افتاده بود و فقط مهاجمين تركمن در آن به تاخت و تاز و شكار مىپرداختند . چند سال گذشته بود و اكنون تمام كاريزها و كانالهاى آب لايروبى شده و دهكدههاى جديد التأسيس در تمام جهات قابل رويت بود . بعد از آنكه از گذرگاهء اردوان گذشتيم به دشتهايى سرسبز و حاصلخيز برخورديم . با پشت سر گذاشتن اين ناحيه نيز راه ما در مسيرى افتاد كه در طول آن دهكدهها و زمينهاى كشاورزى به تناوب قرار داشتند . تعدادى از زنان و مردان دهكدهها در حالى كه ديگهايى پر از دوغ با خود داشتند در كنار مسير در انتظار رسيدن كاروان ما بودند . به طرف شمال راه ما در مسير درهاى جريان مىيافت . اين ناحيه كه هماكنون سكوت و غم و تنهايى بيش از حدى بر آن حكمفرما بود زمانى گذرگاهى بزرگ و احتمالا نيز بزرگراه هرات به مرو را در اوج شكوه و قدرت اين شهر در برمىگرفته است . در طول اين مسير
--> ( 1 ) - در قديم بادخيز ميگفتند . حد شرقى آن كروخ و غرجستان و شمال آن آب مرغاب و غرب آن سرخس و جام و جنوب آن فوشنج و هرات است . ص 32 جغرافياى حافظ ابرو از انتشارات بنياد فرهنگ ايران 1349 .